تبليغاتX
عشق صورتی
عکس های عاشقانه هنری
 

برای دیدن عکس ها به ادامه مطلب مراجعه کنیدبرای دیدن عکس ها به ادامه مطلب مراجعه کنید

     
 
●●●●● برای ديدن عکس ها به [ادامه مطلب] مراجعه کنید ●●●●●
 
عاشقانه
 

love 

 
تولدت مبارك...
 

http://tinypic.info/files/sip7h3kuzsalmexz2rnp.jpg


چه لطيف است حس آغازي دوباره،

و چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيباي آغاز تنفس...

 و چه اندازه عجيب است، روز ابتداي بودن!

و چه اندازه شيرين است امروز...

 روز ميلاد...

روز تو!

 روزي كه تو آغاز شدي!

 تولدت مبارك...

 

 
خلوتم را نشكن
 
 

خلوتم را نشكن

شايد اين خلوت من كوچ كند

به شب پروانه

به صداي نفس شهنامه

به طلوع اخرين افسانه

و غروبي كه در ان

نقش ديوانگي يك عاشق

بر سر ديواري پيدا شد.

خلوتم را نشكن

خلوتم بس دور است

ز هواي دل معشوق سهند

خلوتم راه درازي ست ميان من و تو

خلوتم مرواريد است به دست صياد

خلوتم تير وكماني ست به دست سحر

خلوتم راه رسيدن به خداست

 

 
براي عشق
 

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو.
براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده .
براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو.
براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه.
براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن .
براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير .
براي عشق وصال كن ولي فرار نكن .
براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن .
براي عشق بمير ولي كسي رو نكش .
براي عشق خودت باش ولي خوب باش
 
تو دریایی ومن موجی اسیرم
 

تو دریایی ومن موجی اسیرم
که میخواهم در آغوشت بمیرم
بیا دریای من،آغوش برکش
نمیخواهم جدا از تو بمیرم
 
عاشق
   

توی سرمای زمستون رو بخار پشت شیشه

اسمتو نوشتم اما میدونم بی تو نمیشه

 

میدونم که با تو بودن یه هوای دیگه داره

 

این دل عاشق و تنها طاقت دوری نداره

 

همه ی شعرامو خوندم که تو برگردی دوباره

 

آخه این دلم به جز تو هیچ کسی رو دوست نداره

 

کاش میشد خاطره هامون دوباره مثل همیشه

 

تازه شن تو فصل سرما رو بخار پشت شیشه

 

هنوزم دل خوش و شادم به شمردن دقایق

 

که یه روز بیای کنارم اینه آرزوی عاشق

www.gheseye-eshgh.blogfa.com

باشه حالا که تو میخوای میرم من از شهر چشات

 

به هیچکی هیچی نمیگم برو خدا پشت و پنات

 

هیچ جا نمیگم که دلت تو راه قصه کم آورد

 

چشمای عاشقت چی به سرم دلم آورد

 

نمیگم اشکای منو به پای چشمات ندیدی

 

رفتی و تو شب دلم تن به خیانت کشیدی

 

نمیگم آسون دلتو از توی قصه دزدیدن

 

کنار تو نشستن و به گریه هام میخندیدن

 
هوای یار کرده ام
 

هوای یار کرده ام

محبوب من!

در این غروب رنگ پریده پاییزی که اشک گرم بر چشمانم حلقه زده،

 بغض سرد بر جانم سایه افکنده، نفس‌هایم در اندوه بی‌تابی غرق شده

، جانم در قاب کوچک دلتنگی گرفتار آمده،

 آرزوهایم در پیچ و خم  غربت نقش بر آب شده

و دست جادویی پاییز نیز گویی رنگ‌های تنهایی مرا رسم می‌کند،

 من هوای یار کرده‌ام.

 

هوای تو که برایم نقش آسمان هستی بر جان زمین.

 تو که در سینه‌ من می‌تپی و دیگر خیال یا رؤیا نیستی

 بلکه هستی‌ات را در هستی‌ام و هستی‌ام را در هستی‌ات می‌بینم

 و جلال هزار‌هزار ترانه‌ی عاشقی وشکوه هزار‌هزار لبخند را در یک نگاه داری

و شیرین خنده‌هایت مرا پرواز می‌دهد تا اوج بی‌کران آسمان مهر و اعجاز نگاهت مرا به معراج عشق می‌برد.

در این لحظه پر از دلتنگی که خورشید می‌رود تا در پشت کوه ها گریه نماید

 تا اشک‌هایش را کسی مشمارد و زاری‌اش  را نبیند و آسمان آبی،

 به سیاهی می‌گراید، من در این خلوت عاشقانه و سکوت تلخ،

 دلم هوای تو دارد و محتاج دستان مهربان تو هستم و آرزویم  شانه‌های مهربان توست.

 

5tsrgguerhsv3vtkej2s.gif

 

 
وقتی برای تو می‌نویسم،
   

وقتی برای تو می‌نویسم،

همه جهان عاشقانه با من هم آوا می‌شود.

 

 همه گل‌ها را می‌بینم که خیره، عشقبازی من را می‌نگرند،

 حتی گل سرخ تنها در دورترین بیشه جهان و همه پرندگانی که بال گسترده‌اند

 و سایه به سایه ابرها پرواز می‌کنند، چشمان تیز و نافذ خود را به من می‌دوزند

 و هر کلمه‌ای را که می‌نویسم با خود به آسمان می‌برند.

 

وقتی برای تو می‌نویسم،

پروانه ها را می‌بینم که با ضرب‌آهنگ کلمات من به رقص در‌می‌آیند

 و عاشقانه می‌چرخند و می‌گردند و آهنگ و عطر خوش عشق می پراکنند.

 

وقتی برای تو می‌نویسم،

غرور کوه‌ها افزون تر می‌گردد و گردن بر می‌افرازند و خود را به دل آسمان می‌رسانند

 و در آغوش ابرها آرام می‌گیرند و امواج دریا را می بینم که اشتیاق بیشتری پیدا می‌کنند

 تا تن خسته خود را در دامن ساحل رها سازند و در آغوش ساحل آرام گیرند.

 

وقتی برای تو می‌نویسم،

نقاش طبیعت حتی در پاییز، نقش بهار می‌زند و رنگ‌هایش تبلوری شاعرانه می‌یابند

 و  آسمان مهربان تر از همیشه به من می‌نگرد و بارانی نرم بر من نثار می‌کند

 و ابر را می‌بینم که می‌خرامد و از شدت شوق فریاد بر‌می‌آورد و آتش می‌گیرد

 و زمین را که سبز می‌شود و زیباترین روئیدنی خود را هدیه می‌نماید.

 

وقتی برای تو می‌نویسم،

ماه را می‌بینم که با هر کلمه من از محاق خارج می شود

 و کامل تر و درخشنده تر می شود تا آن گاه که چون قرصی کامل از نور

، در آسمان عشق، شادمانه چون کودکی بازی‌گوش جست و خیز می‌کند.

 

وقتی برای تو می‌نویسم،

احساس می کنم که قلمی از جنس ستاره در دست دارم

 و نور ستارگان را به جای سیاهی جوهر در کنار هم می‌نهم

و آن‌ها را بر بال فرشتگان به سوی قلب تو بدرقه می‌نمایم.

 

وقتی برای تو می‌نویسم،

کلمات هم شادمان هستند که برای تو به روی کاغذ می‌آیند

 و مقیم عشق تو می‌شوند و من تپش شاد قلب کلمات را در بازی قلم و کاغذ می‌شنوم.

 

وقتی برای تو می‌نویسم،

احساس می‌کنم که بر تارک خورشید نام زیبای تو را حک می‌کنم

 تا عشق تو، خورشید را در جان دادن  به جهان هستی یاری نماید

 و میدانم که مهر تابان، خوشه های زرین نور را از نام رؤیایی تو وام گیرد و بر مردم گیتی می‌گستراند.

 

وقتی برای تو می‌نویسم،

رقص سوسن و نرگس و لاله در برابر نسیم کلمات عاشقانه‌ام تماشایی است

 و پیچش آن‌ها بر بدن ظریف کلمات من دیدنی است

 تا واژه‌های مرا معطر و خوشبو سازند و شایسته تقدیم به یار

. و شبنم را می بینم که بر حرف حرف واژه‌ها می‌نشیند تا شاید تو،  به او نظری نمایی.

 

وقتی برای تو می‌نویسم،

احساس می‌کنم که چقدر خوشبختم که تو را در زندگی‌ام دارم

 و نوشتن برای تو را عبادتی می‌دانم چون خواندن کلام خدا یا مناجات با معبود

و چقدر سبک و آسمانی می‌شوم آن زمان که در اعماق ملکوتی عشق تو محو می‌شوم.

 

 

gt2y19pael3574bcizk.jpg

 
عاشقی
   

آدم تو زندگيش فقط يه بار عاشق ميشه


 

اگه حتي به دو بار کشيد، اون عشق نيست


 

آدم وقتي عاشق شد، حتي يه لحظه هم عشقش رو نميذاره و بره


 

اگه اين کارو کرد، اون عشق نيست


 

آدم وقتي عاشق شد، چشمش خود به خود روي همه بسته ميشه


 

اگه نشد، اون عشق نيست


 

آدم وقتي عاشق شد، فقط صلاح و خوبيه عشقش رو ميخواد


 

اگه غير از اين بود، اون عشق نيست


 

آدم وقتي عاشق شد، يه لحظه نميتونه غم عشقش رو ببينه و آروم بگيره


 

اگه غير از اين شد، اون عشق نيست

 
آخرین عناوین وبلاگ (15 مطلب آخر)